بهرام شیر دل:

 

بهرام شیر دل متولد 1330 در تهران می باشد، او فارغ التحصیل دانشگاه تورنتو با درجه ممتاز می باشد.

بهرام شیردل با توجه به تصاویرش اندکی مسنتر از سنش به نظر می رسد

 

او آدم تفکر برانگیزی است، این قابلیت را دارد که یک جلسه نقد معماری را به جلسه ی روانشناسانه تبدیل کند.

شخصیت شیردل مثل یک مشت محکم است که ناگهان به سرت بخورد. او هم باهوش است و هم متکبر. خیلی شمرده و گنگ صحبت می کند، و سخت می توانی حدس بزنی که دارد حرف مهمی می زند یا صرفا یک اظهار نظر عادی میکند.

به شیردل لقب های زیادی داده اند:مثل خودشیفته – متکبر – بی تعهد – معمار کاغذی و ...

ولی بی شک کسانی که این القاب را به او داده اند بازی خورده اند. او همه را بازی می دهد و از بازی با مردم لذت می برد.

شخصیت خود را طوری طراحی کرده که یک بخش بزرگ فکر را فورا تحت تاثیر قرار می دهد. فردی به او گفت: شما خیلی شیرین صحبت می کنید و همین شیرین سخنی کار را برای برقراری رابطه ی آسان با شما دشوار می کند.

شیردل گویی از فرهنگ دیگر آمده است، اصلا نمی شود رفتارش را حدس زد، کارهایش را فهمید و ذهن در ذهن او دوخت.

او دوست دارد غریبه و ناشناس بماند، اهلی کردنش سخت است- تن به آشنایی نمی دهد.

اینهایی که در مورد شخصیت شیردل ذکر شد شاید دلایل خوبی باشد برای فهم اینکه چرا بنای ساخته شده از او به ندرت وجود دارد؟

در جواب خودش می گوید:کارفرمایی که برای ساختن ایده های معماریش لازم دارد پیدا نکرده است و در ادامه می گوید سعی زیادی هم در این راه از خود نشان نداده.

حالا می توان به صراحت به این مسئله پی برد که او یک روح است که از عینیت هراس دارد و این همان ابهام اصلی است که مانند یک مشت محکم همه را گیج کرده.

یکی از اساتید دانشگاه به قول شیردل (دکتر) به عنوان نقد ادعا کرد کارهای شیردل هیچکدام اصیل یا اورجینال نیست و صرفا یک مونتاژ از کارهای دیگران است.

بار اول شیردل در پاسخ به این نقد واضح و شفاف گفت متوجه نمی شم و آن استاد بار دیگر سوال را مصرح کرد و شیردل گفت متوجه نشدم وقتی همه متحیر مانده بودند که آیا سوال دوباره مطرح می شود و اگر مطرح شد شیردل آن را می فهمد و وقتی سوال دوباره مطرح شد شیردل گفت سوال را متوجه شدم نیت شما را نفهمیدم./

گویی آن کسی که سوال را می پرسد بیش از آنچه می پرسد اهمیت دارد.

او هیچ جوابی را با عبارات صریح و گزیده نمی دهد یا با یک مقدمه ی کاملا بی ربط شروع به سخن می کند.

در یک جلسه یکی از حضار با طعنه و با بهره گیری از هنر نمایش  و البته کمی شبیه شدن به خود شیردل گفت: آقای شیردل شما جواب نمی دهید بلکه فقط صورت مسئله را پاک می کنید که البته این هم بد نیست.

شیردل اهل جواب دادن نیست ، حرفهایش هم بی ربط به نظر می رسد.

راه حل های شیردل برای مشکلات هم عجیب است: مثلا او راه حل شهر تهران را ترک این شهر می دانست، اصلا می گفت تهران شهر نیست ، جایی که بیش از شش میلیون جمعیت دارد و هیچ کدام از ساکنانش نمی توانند به طور کامل تجربه ایی از تمام نقاطش داشته باشند شهر به حساب نمی آید و باید خرابش کرد.

زمانی که شیردل در هاروارد تدریس می کرده پیتر آیزنمن دوست صمیمی او به همه می گفته با شیر دل دو کار را اصلا نباید انجام داد: یکی شرط بندی است و دیگری بحث راجع به معماری. او با مخاطبانش دائم شرط بندی می کند و حرف زدن او نوعی شرط بندی است. شیردل به همه توصیه می کند که از هیچ کس الگو نگیرند و خودشان باشند.

بهرام شیردل تا مقطع کارشناسی در کانادا تحصیل کرده و همچنین سلبقه حضور در مقام معمار و مدرس معماری در داخل و خارج کشور را دارد. او یکی از معماران سبک فولدینگ نیز به شمار می رود.

شیوه و مشخصه های معماری شیردل:

 

1-    استفاده از دیاگرام های هندسه فولد:

شیردل قبل از بازگشت به ایران سه پروژه ی موفق در عرصه ی بین المللی طراحی کرد که همه آنها اهمیت دارند.بحث اصلی در شکل گیری فرم این پروژه ها هندسه فولد و سطوحی است که بر هم تا می شوند.

شیردل در این باره گفته است: بحث درباره ی نظریه فولدینگ تقریبا دو سال است که به صورت فعلی مطرح شده است و از نظر من از تحولاتی است که در کار ما و آرشیتکت های دیگری که به آن شهرت یافته اند پدید آمده است.

همه ی پروژه هایی که طراحی کرده ایم در ادامه همدیگر قرار دارند.

زمانی که پروژه هایی را در لوس آنجلس آغاز کردیم و بخصوص طرح کتابخانه ی اسکندریه، اساس طراحی بر فولدینگ بود.

پروژه ی دیگری که در آن از هندسه فولد استفاده شده، موزه ی ملی اسکاتلند در سال 1992 است که با فاصله زمانی اندکی از تالار همایش نارا طراحی شده است. الهام از عناصر موجود در طبیعت نقش اساسی در بوجود آمدن این پروژه داشته است.

شیردل در مورد این پروژه گفته است: حجم کلی ساختمان خصوصیاتی نظیر دره ایی در اسکاتلند، کوه های گرامپین، پیچ و خم های کالدونیا، و سنگ های ایستاده ی باستانی و مرموز را تقلید می کند.

 

2-    استفاده از دیاگرام فرم آثار هنری:

شیردل در این مرحله به مجسمه های رایمو اوتراینن علاقه مند شد، و در پروژ های معماری اش از دیاگرام فرم این آثار استفاده کرد. در پروژه ی فرودگاه بین المللی امام خمینی در سال 1374 شیردل از دیاگرام فرم یکی از آثار اوتراینن استقاده کرده.

و همچنین پروژه ی توسعه ی بانک صادرات (1376) از موفق ترین آثار شیردل در این دوره است.

 

3-    استفاده از دیاگرام فرم بدون مرکز:

شیردل در پروژه های اخیرش نوعی بازگشت به معماری ایران را تجربه کرده است. سازماندهی فرم در اطراف یک تهی، ساختاری است که منشاء شکل گیری مساجد، مدارس و خانه های بسیاری در معماری ایران بوده است.

البته این سازماندهی که شیردل حول یک تهی مطرح می کند،بسیار پیچیده تر است و با خود مفاهیم معماری معاصر را به همراه دارد.

شیردل در پروژه مسکن استیجاری یزد از این سازماندهی استفاده کرده است.

از این بحث ها می توان نتیجه گرفت:

شیردل به فضا و روابط فضایی بین احجام توجه می کند و به همین دلیل در هر دوره فرمی که تولید می کند، دارای ویژگی های متفاوتی نسبت به فرم های قبلی است.

 

/ 0 نظر / 8 بازدید